على محمدى خراسانى
130
شرح مكاسب (فارسى)
خواهيم گفت : وقفت هذا الُبستان مثل بعتُ هذا البستان يا وَهَبْتُ هذا البستان است و هر سه تمليك هستند و هر سه هم به بُستان تعلّق گرفتهاند ولى چنين نيست كه تمليك بايع يا واهب مادامى و دائر مدار عنوان باشد و تملّك مشترى هم كذلك ، يعنى تا زمانى كه عنوان منزل يا باغ صدق مىكند ملك مشترى يا متهّب باشد و همين كه منهدم شد از ملكيّت بدر آيد ، احدى اين حرف را نزده است ، بلكه همه مىگويند : با بعتُ يا وهبتُ جزء جزء اين عين تمليك شد ولو در ضمن بُستان نباشد يعنى بُستان منهدم شده باشد ، باب وقف نيز همينطور است . و اشتباه شما در اين است كه خيال كرديد ملكيّت هم از احكام شرعيّهاى است كه به عناوين خاصّى بار مىشوند ( مثل عنوان مسافر ، حاضر ، غنىّ ، فقير ، خمريّت و . . . ) و دائر مدار اين موضوعات مىباشند و تا اينها صدق كند حكمشان هست و گرنه نيست . خير ملكيّت اين گونه نيست . و اگر منظور شما از عنوان ، چيز ديگرى است كه خلاف اصطلاح عرف عام و اهل علم ( عرف خاص ) است ، يعنى بر چيز ديگرى كلمهء عنوان را اطلاق مىنمائيد بايد بيان كنيد كه منظورتان چيست ؟ آيا بر شرطى كه واقف كرده ( مثلًا گفته : وقفتُ دارى به شرط اينكه فقط در جهت كتابخانه از آن استفاده شود . ) اطلاق عنوان مىكنيد ؟ يا بر چيزى كه واقف قصد كرده ( نيّتش مصرف در جهت خاصّى است ) اطلاق عنوان مىكنيد ؟ كه اينها خلاف اصطلاح رايج هستند و بايد بيان كنيد كه مرادتان چيست و بيان نكردهايد . ب : قوله : و امّا تأييد : مؤيّدى هم كه آورديد و ما نحن فيه را به باب وصيّت قياس كرديد ناتمام است زيرا قبل از موتِ موصى اصلًا وصيّت تامّ نيست و هنوز مالكيّتى براى موصى له حاصل نشده و خوب بود قياس مىكرديد به موردى كه وصيت كرد و بعداً موتِ موصى حاصل شده و موصى له هم قبول كرده ، قبض هم محقّق شده آنگاه اگر منزل منهدم شود آيا وصيّت باطل مىشود و عرصه ملك موصى له نيست ؟ قطعاً هست و احدى نگفته كه نيست . و ما نحن فيه از اين قبيل است كه واقف انشاء وقف كرد و موقوف عليهم هم قبول كردند و قبض هم آمد و ملك آنها شد ( با اين تفاوت كه در وصيّت ملك طلق است ولى در وقف ملك طلقِ بطن موجود نيست ) آيا به محض انعدام دار يا بُستان وقفيّت باطل مىشود ؟ خير ، زيرا دليلى ندارد و بلكه استصحاب بقاء وقف مىگويد : وقفيّت باقى است . آرى